سلام بر دوستان عزیزمبعد از یه مدت نسبتا طولانی گفتم چند خطی از حال و روزم بنویسم شاید شماها هم ترغیب بشین بنویسین چون خیلی وقته بلاگفا سوت و کوره...خب اول که ۶ ماه کارم تو مرکز شبانه روزی تموم شد ..درسته سخت بود ولی با کلی تجربه ی گرانبها...به هیچ عنوان اون پزشک ۶ ماه پیش نیستمکار تو کفران و شرق اصفهان با همه کمبودها و نبود امکاناتش و شلوغی مرکزش باعث شد حوصله و صبرم بره بالا و از مریض اورژانسی نترسم ..مسئله ی دیگه ای که خدارو صد هزار مرتبه میکنم بابتش، اینه که تو این ۶ ماه و تو شیفتای من از بین مراجعه کننده هام هیچ بیماری جونش رو از دست نداد..همیشه دوست داشتم وقتی از اون منطقه میرم به عنوان یه پزشک خوب و خوش اخلاق ازم یاد بشه ..با اینکه اینجا خیلی غر زدم همیشه سعی کردم حتی با مریضی که سه شب میاد هم خوش اخلاق باشم و مراجعه کننده ام با لبخند اتاقو ترک کنه...خب فک کنم زیاد دیگه از خودم تعریف کردم
برچسب:
نویسنده: آرمان اکبری
تاريخ: دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 14:41